نظر علي الطالقاني
82
كاشف الأسرار ( فارسى )
صوت خوب ، يا حب حيات است تنها ، چون فرار از جنگ و خوردن دوائى تلخ و بريدن و داغ نهادن اعضاء و مثل خوردن سحور به جهت حفظ بنيه . نمىبينى اگر وقت تنگ شد چگونه از لذت مىگذرى و آن غذا را خورى كه تو را زود سير كند اگر چه ديگر غذاها لذيذتر باشند ؟ و يا حب رياست است تنها ، چون خود را به زحمت زهد نمائى انداختن و حمّالى مردم به مفت كردن و سعى در حوائج ايشان نمودن به طمع ذكر خير و ثناء . اين سه قسم . و يا منشأ عمل ، حب ذات است با حب حيات ، چون غذاهاى لذيذ خوردن به جهت لذت و هم به جهت حفظ بنيه ، و جماع با زن خوشگل كردن هم به جهت لذت و هم به جهت حصول نسل . و يا حب ذات است با حب رياست ، چون تحصيل علم نمودن به جهت لذت علم و به جهت رياست . و يا حب حيات است با حب رياست ، چون ترك جماع به جهت حفظ بنيه و به جهت مطيع شدن زن و كوچكى نمودن او . اين هم سه قسم . و يا منشأ عمل هر سه محبت است ، چون خواندن علم طب هم به جهت حفظ بنيه و هم به جهت رياست و هم به جهت آن كه اين علم به مذاق او بسيار شيرين آمده . پس مجموع اقسام هفت است ليس الّا . و هيچيك از اين اقسام دخلى به خدا ندارد . اما معاصى به هر داعى كه باشند بديهى است كه مبعّدند نه مقرّب . و اما عبادت را به جهت اين دواعى نمودن بديهى است كه باطل و مبعّد است . و امّا مباحات و واجبات غير تعبّديه كه به جهت اين دواعى نمائى هم يقينا مقرّب نيست . پس اگر به جهت لذت است مبعّد نيست و اگر به جهت حب حيات است او هم همين طور به شرطى كه حيات را به جهت حيات خواهى يا به جهت مباحات يا به جهت طاعات ، كه اين قسم اخير ممدوح است به شرطى لفظ نباشد . و اما اگر به جهت معصيت خواهى يا به جهت رياست باطل خواهى ، اين هم خواهد مبعّد شد و اگر به جهت حب رياست است ، پس اگر رياست را بذاته خواهى و لو از معاصى حاصل شود ، العياذ باللّه ، يا رياست را به جهت وسيله معاصى خواهى مبعّد خواهد شد . و اگر رياست مباح را خواهى نه مقرّب است نه مبعّد . و اگر رياست را نخواهى و چون وسيله طاعات و امر به معروف است خواهى ، او مقرّب است امّا جايش خالى و با آن كه صرف عمر در مباحات عين خسران است . نخواندهاى آن احاديث قريب به اين مضمون را كه هر كه هر روز يا هر زمانش بهتر از روز پيش و زمان پيش نباشد در ضرر و خسران است ؟ 241 بديهى است چنانچه تنزّل بد است حفظ مقام و وقوف و عدم ترقّى هم بد است . اگر تاجر ترك كند تجارتى را كه هزار